تبليغاتX
عـــــادي
آینه ای برای درد دلهاي يه مسيح عادي که تو بلاگسکای گم گشته نوشته می شن

 

سلام

 

اول : برگ زرد پاييزي ؛

من آن خزان زده برگم

كه باغبان طبيعت

برون فكنده ز گلشن

به جرم چهره ي زردم

 

دوم : مسيح و نفس كيووني ( اماره ) ؛

 

ادامه ی مطلب

 

 


ادامه مطلب
5:8 AM | مسيح |